Your cart is currently empty!

گذار عادلانه چیست ؟

گذار عادلانه just
transition
چیست؟
از زمان انقلاب صنعتی، سوختهای فسیلی
رشد و توسعه فوقالعادهای را به همراه داشتهاند، هرچند هزینههای
هنگفتی برای آب و هوای ما داشتهاند. در نتیجه مستقیم
آن، ما امروز در وضعیت اضطراری آب و هوایی هستیم.
برای جلوگیری از فاجعه، اکنون باید
به طور اساسی به آیندهای پایدار و بدون انتشار کربن روی
آوریم. این گذار باید سریع اتفاق بیفتد، اما همچنین
باید به روشی عادلانه و فراگیر انجام شود.
اگر به درستی انجام شود، این گذار فرصتهای
عظیمی را ارائه میدهد: تغییر سیستمی که
در آن همه جوامع، کارگران و کشورها ارتقا مییابند.
به طور امیدوارکنندهای، حرکت حول محور «گذار
عادلانه» در حال سرعت گرفتن است. ما شاهد ظهور آن در گفتگوی جهانی پیرامون
کربنزدایی و انتشار صفر کربن هستیم. کشورهای بیشتری
در برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت اقلیمی خود به آن اشاره میکنند.
شرکا در حال گرد هم آمدن هستند و ائتلافها در حال شکلگیری هستند.
«گذار عادلانه» چیست؟
مفهوم «گذار عادلانه» از دهه
۱۹۸۰ وجود داشته است، زمانی که در جنبشی توسط
اتحادیههای کارگری ایالات متحده برای محافظت از کارگرانی
که تحت تأثیر مقررات جدید آلودگی آب و هوا قرار داشتند، مورد استفاده
قرار گرفت.
در سالهای اخیر، این مفهوم با اشاره
به دستیابی به اهداف اقلیمی با تضمین همراهی کل
جامعه – همه جوامع، همه کارگران، همه گروههای اجتماعی – در مسیر
آیندهای بدون کربن، مورد توجه قرار گرفته است.
سازمان بینالمللی کار (ILO) آن را اینگونه تعریف میکند: «سبز کردن اقتصاد
به شیوهای که تا حد امکان برای همه افراد ذینفع منصفانه و
فراگیر باشد، فرصتهای شغلی مناسبی ایجاد کند و هیچ
کس را نادیده نگیرد.»
در حالی که این یک مبنای منطقی
ارائه میدهد، برداشتها بین کشورها و مناطق متفاوت است.
با این حال، آنچه مهم است این
است که هر کشور گفتگوی مداوم را برای ایجاد یک دیدگاه
مشترک در مورد معنای یک گذار عادلانه برای کارگران، جوامع و مشاغل
تحت تأثیر خود، تقویت کند.
چرا اکنون بیشتر درباره «گذار عادلانه»
میشنویم؟
با توجه به اینکه اثرات نامطلوب تغییرات
اقلیمی هر ساله بدتر میشود و فرصت اقدام به سرعت در حال بسته شدن
است، کشورها در حال تقویت تلاشهای خود برای کربنزدایی،
سبز کردن اقتصادهای خود و ایجاد تابآوری هستند.
با این حال، دستیابی به اهداف توافقنامه
پاریس، که محدود کردن گرمایش جهانی به ۱.۵ درجه سانتیگراد
یا کمتر است، نیازمند تغییر بیسابقهای در نحوه
انجام کارها است. با این حال، همانطور که تاریخ نشان داده است، تغییر
ناگهانی میتواند هزینه سنگینی را برای کارگران
و جامعه به همراه داشته باشد.
با وقوع این تغییرات، شتاب پیرامون
مفهوم گذار عادلانه در حال افزایش است.
اهمیت چنین تحولی به طور فزایندهای
توسط دولتهای سراسر جهان به رسمیت شناخته میشود، زیرا آنها
اصول گذار عادلانه را در برنامههای اقلیمی کوتاهمدت و بلندمدت
خود (که به ترتیب به عنوان مشارکتهای ملی تعیینشده
یا NDC
و استراتژیهای بلندمدت یا LTS شناخته میشوند) ذکر میکنند.
طبق آخرین گزارش منتشر شده توسط UNDP، اصول گذار عادلانه اکنون در
۳۸ درصد از NDCها و ۵۶ درصد از LTSها و همچنین
تعداد فزایندهای از ابتکارات جهانی برجسته منعکس شده است.
اگرچه مطمئناً کارهای بیشتری برای
انجام دادن وجود دارد، اما اینها نشانههای امیدوارکنندهای
هستند.
یک گذار عادلانه چه مزایایی
برای مقابله با تغییرات اقلیمی ارائه میدهد؟
راههای زیادی وجود دارد که یک
گذار عادلانه میتواند به کشورها در مقابله با تأثیرات تغییرات
اقلیمی و سبز کردن اقتصادشان کمک کند.
·
اول، با همراه کردن
مردم. اگر دولتها بتوانند مزایای اجتماعی-اقتصادی
حاصل از یک گذار سبز – از جمله مزایای اقتصادی و مشاغل سبز
جدید – را نشان دهند، میتوانند پایگاه گستردهای از حمایت
عمومی را برای اهداف اقلیمی بالاتر ایجاد کنند، زیرا
شهروندان احتمال بیشتری دارد که از سیاستها و سرمایهگذاریهای
مرتبط حمایت کنند.
·
دوم، با حمایت
از یک انقلاب مشاغل سبز که در آن مشاغل جایگزین ایجاد شده، دستمزدهای
معیشتی تضمین شده، حفاظتهای ایمنی مناسب در محل
کار و مزایای بهداشتی را به همراه دارند. این مشاغل باکیفیت،
مردم، خانوادههایشان و جوامعشان را ارتقا میدهد. اما آنها همچنین
به جذب کارگران مورد نیاز برای تحول اقتصادی کمک خواهند کرد.
·
سوم، با ایجاد
زمینههای اجتماعی برای یک اقتصاد مقاومتی بدون
انتشار کربن. با برنامهریزی شفاف و مشارکت فعال طیف
وسیعی از ذینفعان، دولتها میتوانند ترس، مخالفت و درگیری
بین جوامع و نسلها را که ممکن است حرکت به سمت دوری از سوختهای
فسیلی قدیمی و سایر فعالیتهای مضر که باعث
گرم شدن سیاره ما میشوند، مانند جنگلزدایی و شیوههای
تولید بیفایده، را مختل کند، به حداقل برسانند.
·
چهارم، با پیشبرد
راهحلهای محلی. با بهکارگیری یک دیدگاه
گذار عادلانه به اقدامات اقلیمی – و گذراندن فرآیندهای مشورتی
مرتبط با دستیابی به گذار عادلانه – کشورها میتوانند تأثیرات
(مثبت و منفی) اقدامات جسورانه اقلیمی را بهتر درک کنند و سپس بهترین
راهحلها را برای شرایط خود شناسایی کنند. و از این
طریق به دستیابی به بیشترین مزایا کمک کنند.
·
پنجم، با تقویت
فوریت تلاشهای هماهنگ برای مبارزه با تغییرات اقلیمی. گذارها
اغلب مخرب هستند – و برای هموار کردن آنها تلاش آگاهانه لازم است. یک استراتژی
گذار عادلانه، که در برنامههای اقلیمی کوتاهمدت و بلندمدت مانند
NDCها و LTS
گنجانده شده است، به رهبران کمک میکند تا بر وظیفه فوری
کربنزدایی سریع متمرکز بمانند، در عین حال برای نتایج
منصفانه و فراگیر نیز تلاش کنند.
با این حال، نکته مهم این است که یک
گذار عادلانه فقط به پیشبرد اقدامات اقلیمی کمک نمیکند. همچنین
به پیشرفت در جهت دستیابی به همه اهداف توسعه پایدار (SDGs)، به ویژه اهداف مربوط به انرژی
مقرون به صرفه و پاک، کار مناسب و رشد اقتصادی، کاهش نابرابریها و تولید
و مصرف مسئولانه، کمک میکند.
چه کسی مسئول و درگیر تحقق
یک گذار عادلانه است؟
·
دولتها در تمام
سطوح – ملی، منطقهای و محلی
·
کسبوکارها و سازمانهای کارگری،
همگی عوامل تغییر در گذار
عادلانه هستند.
دولتها علاوه بر برگزارکنندگان گفتگو و مشاوره اجتماعی،
مسئولیت اصلی ایجاد چارچوبهای سیاستی و نظارتی
مورد نیاز برای تسریع اقدامات اقلیمی مبتنی بر
یک گذار عادلانه را نیز بر عهده دارند. آنها همچنین سرمایهگذاران
– مالکان شرکتها و زیرساختهای دولتی – و کارفرمایان کارگران
بخش دولتی هستند.
در همین حال، کسبوکارها نقش مهمی در شناسایی
خطرات و بهرهبرداری از فرصتها، از جمله آموزش و توسعه مهارتهای جدید
برای کارگران ایفا میکنند. آنها همچنین برای اطمینان
از رعایت حقوق کار و حقوق بشر با ورود کسبوکارها به بخشهای سبز، کلیدی
هستند.
·
سازمانهای
کارگری – از جمله اتحادیههای کارگری و گروههای حمایتی
محلی و منطقهای – البته برای دستیابی به یک گذار
عادلانه نیز محوری هستند و تضمین میکنند که نیازهای
کارگران تا حد امکان به طور کامل نمایان شود.
موانع دستیابی به گذار عادلانه
چیست – و چگونه میتوانیم بر آنها غلبه کنیم؟
دولتها برای دستیابی به یک گذار
عادلانه سبز با موانع متعددی روبرو هستند. از جمله آنها میتوان به فقدان
شفافیت و اجماع در مورد چیستی آن؛ فقدان دادهها در مورد مزایای
گذار سبز و تأثیرات سیاستهای مختلف بر بخشهای مختلف جامعه؛
فقدان ظرفیت ملی (برای تدوین سیاستهای مورد نیاز
و همچنین پر کردن شکافهای مهارتی)؛ و در نهایت، سرمایهگذاری
ناکافی اشاره کرد.
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) به دولتها کمک میکند تا به
عنوان بخشی از برنامههای اقلیمی کوتاهمدت و بلندمدت خود،
از طریق چهار حوزه کلیدی پشتیبانی، به این چالشها
رسیدگی کنند: انجام ارزیابیهای کیفی و
کمی؛ پشتیبانی از گفتگوی اجتماعی پیشرفته؛ نهادی،
سیاستگذاری و ظرفیتسازی؛ و دسترسی/جذب منابع مالی
مورد نیاز.
کدام کشورها در این مسیر پیشرو
هستند؟
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) تحت ابتکار «وعده اقلیمی»،
از ۳۴ کشور و منطقه در سراسر جهان برای تقویت اصول، فرآیندها
و شیوههای گذار عادلانه با استفاده از «چارچوب UNDP برای گنجاندن گذار عادلانه در NDCها و LTS» حمایت میکند.
کشورهایی مانند صربستان، کاستاریکا
و زیمبابوه با انجام ارزیابیهای کیفی و کمی
(از جمله مدلسازی اقتصادی) با نگاهی به تأثیرات اجتماعی-اقتصادی
گذار سبز، در حال ایجاد یک پایگاه شواهد محکم برای گذار عادلانه
هستند. این اطلاعات همچنین به شناسایی اقدامات هدفمند برای
جمعیتهای آسیبپذیر مانند زنان و کارگران غیررسمی
کمک میکند.
در همین حال، آفریقای جنوبی و
آنتیگوا و باربودا به دنبال نشان دادن مزایای رویکردی
مبتنی بر کل جامعه هستند که در آن طیف گستردهای از ذینفعان
در تعریف یک چشمانداز مشترک برای گذار عادلانه و مسیرهای
منتهی به آن مشارکت دارند. در هند، اقدامات ظرفیتسازی برای
تقویت ظرفیت مهارتهای ملی، به ویژه برای زنان
و جوانان، از انقلاب مشاغل سبز حمایت میکند.
منبع:
https://climatepromise.undp.org/news-and-stories/what-just-transition-and-why-it-important
«گذار عادلانه» مجموعهای از اصول، فرآیندها
و شیوههای مبتنی بر چشمانداز، متحدکننده و مکانمحور است که قدرت
اقتصادی و سیاسی را برای تغییر از یک اقتصاد
استخراجی به یک اقتصاد احیاکننده ایجاد میکند.
پس از قرنها غارت جهانی، اقتصاد صنعتیِ سودمحور
و وابسته به رشد – که ریشه در افسانه برتری سفیدپوستان، دگرپدرسالاری،
مصرفگرایی و تبعیض علیه افراد دارای معلولیت
دارد – به شدت سیستمهای پشتیبانی از حیات سیاره
را تضعیف میکند. اقتصادی که مبتنی بر استخراج از یک
سیستم محدود سریعتر از ظرفیت بازسازی سیستم باشد، سرانجام
به پایان خواهد رسید – یا از طریق فروپاشی یا
از طریق سازماندهی مجدد عمدی ما. گذار اجتنابناپذیر است.
عدالت اجتنابناپذیر نیست.
دموکراتیزه کردن، تمرکززدایی
و تنوعبخشی
·
یک گذار عادلانه ما را ملزم میکند که اقتصادی
رؤیایی و احیاکننده بر اساس مراقبت و تقدس روابط با یکدیگر
و جهانی که به آن وابستهایم، بسازیم.
این امر
مستلزم استراتژیهایی است که فعالیتهای اقتصادی
را دموکراتیزه، تمرکززدایی و متنوع کنند،
·
در حالی که
مصرف را کاهش میدهیم و منابع و قدرت را (باز) توزیع میکنیم.
ابتکارات گذار عادلانه، اقتصاد را از انرژی کثیف به دموکراسی انرژی،
از تأمین مالی بزرگراهها به گسترش حمل و نقل عمومی، از زبالهسوزها
و محلهای دفن زباله به زباله صفر، از سیستمهای غذایی
صنعتی به حاکمیت غذایی، از نوسازی به حقوق زمینهای
اجتماعی و از توسعه مخرب لجامگسیخته به احیای اکوسیستم
تغییر میدهد.
·
هسته یک گذار
عادلانه، دموکراسی عمیقی است که در آن کارگران و جوامع بر تصمیماتی
که بر زندگی روزمره آنها تأثیر میگذارد، کنترل دارند.
تاریخچه
استراتژیهای گذار عادلانه ابتدا توسط اتحادیههای
کارگری و گروههای عدالت زیستمحیطی ایجاد شد
که نیاز به حذف تدریجی صنایعی را که به کارگران، سلامت
جامعه و کره زمین آسیب میرسانند، درک میکردند و در عین
حال مسیرهای عادلانهای را برای کارگران به سمت معیشت
جدید فراهم میکردند.
این مفهوم
اولیهی گذار عادلانه ریشه در ایجاد اتحاد بین کارگران
صنایع آلاینده و جوامع حاشیهنشین و در خط مقدم داشت.
با تکیه بر آن تاریخچه، جنبش نسل در کنار
اتحاد عدالت اقلیمی، چارچوبی برای گذار عادلانه ایجاد
کردند که مجموعهای از استراتژیهای همسو را برای گذار کل
جوامع به سمت اقتصادهای پررونق فراهم میکند که معیشت آبرومند، مولد
و از نظر زیستمحیطی پایدار را که مستقیماً توسط کارگران
و جوامع اداره میشود، فراهم میکند.
اصول گذار عادلانه
این گذار روان یا بدون درگیری
نخواهد بود. اما زمان آن رسیده است که خود را برای پیشبینی
و تحریک بحرانها سازماندهی کنیم، نه اینکه صرفاً به بحرانهایی
که توسط فروپاشی اجتنابناپذیر یک نظم اقتصادی وابسته به مرگ
به ما تحمیل میشوند، پاسخ دهیم.
موارد زیر مجموعهای از اصول هستند که وقتی
با هم هماهنگ شوند، میتوانند به ما در ایجاد مداخلات استراتژیک
برای تحقق یک گذار عادلانه کمک کنند.
·
آنچه
ما تغذیه میکنیم رشد میکند
اگر تمام کاری که انجام میدهیم مبارزه
با آنچه نمیخواهیم باشد، یاد میگیریم که مبارزه
را دوست داشته باشیم و چیزی جز اشتیاق برای چشمانداز
خود باقی نمیگذاریم. اما اشتیاق کافی نیست. ما
باید با ایجاد و دفاع از آن، در چارچوب چشمانداز زندگی کنیم.
ما باید «جدید را بسازیم» به عنوان راهی برای «متوقف
کردن بدی» – ما باید هم دوراندیش و هم مخالف باشیم. این
بدان معنا نیست که مقاومت نمیکنیم، اما باید خود را برای
به کارگیری کار خود برای برآوردن نیازهایمان که ریشه
در فرهنگها و چشماندازهایمان دارند، سازماندهی کنیم.
·
اگر
کار درست همین است، ما حق کامل انجام آن را داریم
این اصل میگوید که اساس انقلاب صرفاً
مبارزه برای قدرت نیست؛ اساس انقلاب حقوق است. وقتی مردمی
به اندازه کافی سازمانیافته باشند که بتوانند حقوق خود را مطالبه کنند،
مشروعیت اقتدار موجود آزمایش میشود. این شامل مطالبه حقوق
جدید، مانند حقوق مادر زمین میشود. و تنها راه مطالبه حقوق، اعمال
آنهاست. تنها راه برای آزمایش اینکه آیا ما حق آزادی
بیان داریم یا خیر، اعمال آن است. میتوانیم بگوییم
که حق مسکن داریم، اما تنها زمانی که از این حق استفاده میکنیم
و در مقابل قوانینی که این حقوق را نقض میکنند، برای
محافظت از محصور کردن زمین، ایستادگی میکنیم، مشروعیت
اقتدار موجود برای حکومت را به چالش میکشیم.
·
اگر
ما برای حکومت کردن آماده نیستیم، برای پیروزی
آماده نیستیم
ما باید در عمل روزانه خودگردانی، از خانههایمان
گرفته تا محل کار و تا ساختمان دولت، مشارکت کنیم. و ما نباید فقط تحت
ساختارهای موجود حکومت کنیم؛ بلکه باید شکل حکومت را طوری
بازسازی کنیم که دموکراتیکتر و از نظر زیستمحیطی
پاسخگوتر باشد. اینگونه است که وقتی برای مقیاس سازماندهی
میکنیم، میتوانیم نافرمانی مدنی را در مقیاس
حکومت انجام دهیم. ما باید قوانینی را که نیاز داریم،
وضع کنیم. و قوانینی را که در خدمت حاکمان هستند، بشکنیم.
و در حالت ایدهآل، باید قوانینی وضع کنیم که قوانین
را برای ایجاد دموکراسی عمیق زیر پا بگذارند.
·
اگر
پر از روح نباشد، استراتژیک نیست
چشمانداز ما فرهنگها، روح و روان ما را از طریق
آواز و مراسم، از طریق تمرین و بازی پرورش میدهد. حرکات ما
باید مقاومتناپذیر و ریشه در خرد اجدادمان داشته باشد. هدف ما ایجاد
فرهنگی است که بتواند ما را در بهترین و سختترین دوران نگه دارد
– به طوری که در حین مبارزه، نیازی به جستجوی آرامش
از طریق مظاهر مصرفگرایی و امتیازات امپراتوری نداشته
باشیم. اینگونه است که ما از بحران قطع ارتباط التیام مییابیم.
این همان چیزی است که به معنای استعمارزدایی است.
در حالی که فروپاشی تنوع زیستی
و فرهنگی بحران پیش رو است، مهم است به یاد داشته باشیم که
ما آن دانش متنوع زیستمحیطی و خرد اجدادی را از دست نمیدهیم
– ما از آن گم شدهایم. این دانش در رابطه با خاک، آواز و داستان نهفته
است. اگر خود را با خاک و صدایمان را با سرودها مشغول کنیم، کمکم راه
خانه را پیدا خواهیم کرد. راه پیش رویمان را به خاطر خواهیم
سپرد.
ما این چارچوب را به عنوان یک نقطه عزیمت
فروتنانه برای افرادی که علاقهمند به ایجاد چشمانداز و اقدام جمعی
به سمت عدالت زیستمحیطی هستند که انسان را از طبیعت یا
عدالت اجتماعی را از یکپارچگی زیستمحیطی جدا
نمیکند، ارائه میدهیم. *تکامل تفکر ما سفری مداوم با صدها
نفر از جنبشهای متنوع در طول سالهای متمادی بوده است. و ما میدانیم
که سیاست به توسعه و تکامل خود ادامه خواهد داد. از شما دعوت میکنیم
افکار، بازخورد، تجربه و تکرارهای خود را با ما در info@movementgeneration.org به اشتراک بگذارید.
منبع:
https://movementgeneration.org/justtransition/




